روایت رضا نیازمند از بنیانگذاران هپکو

نام هپکو که می آید، همواره از برادران رضایی به عنوان موسسان آن یاد می شود. اما آنها که بوند  و چگونه توانستند در اقتصاد ایران نقش آفرینی کنند. رضا نیازمند در بخشی از خاطرات خود به فعالیت برادران رضایی در بخش معدن ایران پرداخته است.
برادران رضایی که بودند؟

معدن نامه؛ رضا نیازمند: وقتی که جنگ جهانی اول در گرفت، قیمت فلزات اساسی مانند آهن و مس و سرب و نیکل در بازار جهانی بالا رفته بود و عده ای سرمایه داران در ایران علاقمند به سرمایه گذاری در این معادن شدند که مشهور ترین آنها برادران رضائی  بودند.

برادران رضائی معمولا به چوپان ها که سنگ های رنگین پیداکردند و برای او میاوردند - انعام خوبی میدادند. تا اینکه چوپانی از ناحیه کرمان مقداری سنگ سبز و آبی رنگ برای محمود رضائی آورد و انعامش را گرفت.

محمود رضائی سنگها را به مهندس انتظام و مهندس خادم نشان میدهد و آنها گفتندکه اینها سنگ معدن مس است. رضائی از آنها میخواهد که با آن چوپان به محل بروند و ناحیه را شناسائی کنند و نتیجا را به او اطلاع دهند.

وقتی این مهندسین به محل میروند ملاحظه میکنند که یک چشمه در آنجا وجود دارد که سنگ های کف آن همه آبی رنگ است چنانکه گوئی آب چشمه آبی رنگ است.

مهندس انتظام که در شناخت دورانهای زمین شناسی زیاد کارکرده بود تشخیص می دهد که این ناحیه متعلق به دوره Eocen _ Miocen است و می تواند معدن بزرگی از ذخائر  مس - یورفیری  در دل داشته باشد.

در آن زمان معادنی که در ایران کشف شده و اسنخراج می شد همه از نوع رگه ای بودند ولی این معدن رگه ای نبود.

 در معادن رگه ای  کاراسخراج آسان تر است – بزودی کارگران یاد میگیرند که رگه های معدنی را پیدا کنند و آنها را استخراج کنند ولی در باره معدن پروفیری هیچ گونه اطلاع و سابقه ای در ایران موجود نبود . وقتی این مهندسین موضوع را به رضائی خبر میدهند او برای استخراج مس در این ناحیه  اقدام می کند ولی بزودی میفهمد که استخراج مس از این ناحیه هم پر خرج است و هم دانش فنی پیشرفته ای لازم دارد که در ایران موجود نیست . بدین جهت دنبال یک سرمایه گذار اروپائی میگردد تا او سرمایه و دانش فنی را بیاورد . تا اینکه شرکت سلکشن تراست انگلیسی  آماده به مشارکت در اینکار میشود و قرار دادی با رضائی منعقد میکند و در شرکتی که رضائی برای اینکار تشکیل می دهد 30 در صد سهام به آن شرکت واگذار می شود.

شرکت سلکشن تراست مشغول بررسی این معدن میشود و چندین چاه اکتشافی میزند و نشان میدهد که ذخیره این معدن  بسیار بزرگ است و تامین  سرمایه لازم  برای استخراج این معدن از عهده آن شرکت خارج است.

سلکشن تراست – ناچار  به بانک های انگلیس و امریکا مراجعه میکند ولی هیچکدام حاضر به قبول این ریسک نمی شوند و کار سلکشن تراست متوقف می شود.

این در دوره بود که سازماان اوپک تشکیل شده، قیمت فروش نفت بالا رفته بود و ممالک نفت خیز منجمله ایران همه پولدار شده بودند.

برادران رضائی دست بدامان هویدا نخست وزیر وقت میشوند که دولت ایران به آنها کمک کند . هویدا هم – طبق روال خودش - موضوع را به شاه گزارش  میدهد. شاه میگوید رضائی کار را به دولت تحویل دهد و هزینه هائی که او و شرکت سلکشن تراست کرده اند توسط دولت پرداخت شود و دولت راسا عملیات استخراج و تبدیل مواد معدنی به مس خالص را بعهده بگیرد.

در همین موقع شاه به من دستور داد که شرکت دولتی مس سرچشمه را تشکیل دهم و من را بعنوان مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره آن شرکت منصوب کرد و در نتیجه  محاسبه و پرداخت هزینه هائی که رضائی و شرکت  سلکشن تراست – کرده بودند به من محول شد.

 من هم ناچار شدم چند هفته در تهران بمانم و به صورت هزینه های انجام گرفته توسط رضائی رسیدگی کنم و حساب اورا پرداخت کنم. ولی محمود رضائی ( برادر بزرگ)  به شاه شکایت کرد که هزینه های ما پرداخت شد ولی ما از بابت   کشف 4 میلیون تن مس که چند صد میلیون دلار ارزش دارد چیزی دریافت نکرده ایم. شاه هم دستور داد: آقای مهندس اصفیا ( نایب نخست وزیر) به اضافه  وزیر صنایع و معادن، وزیر کار و امور اجتماعی، وزیر دارائی، مدیر عامل سازمان برنامه  و رئیس کل بانک مرکزی به ادعای جدید برادران رضائی رسیدگی و نظر خود را گزارش دهند.

این هیئت در جلسات متعدد به ادعای برادران رضاعی رسیدگی کرد و تمام مدارک اکتشاف های سلکشن تراست  را هم خواست و رسیدگی نمود و کشف حداقل   400 میلیون تن سنگ مس با عیار 21/1 را تائید کرد و گزارش جامعی به شاه داد.

 شاه اقلام مختلف پیشنهاد ها را شخصا با حضور مهندس اصفیا ( نایب نخست وزیر ) و مهندس فرخ نجم آبادی ( وزیر صنایع و معادن )  یکایک   رسیدکی می کند و دستوراتی در باره پرداخت به رضائی  صادر می کند.

وقتی که محمود رضائی از تصویب پرداخت های فوق اطلاع پیدا کرد مجددا نامه ی اعتراض آمیزی  به شاه نوشت و اظهار داشت که حقوق او در این تصمیم رعایت نشده است. شاه که انتظار سپاسگذاری از برادران رضائی داشت از این اعتراض عصبانی شد و پیغام داد اگر رضائی به  آنچه   تصویب کرده ام رضایت ندهد صنعت مس را مانند صنعت نفت ملی اعلام خواهم کرد.  با این تهدید شاه رضائی ساکت شد و غائله خوابید.



مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0