ابوالقاسم شفیعی مالک معدن شایان مرمریت استان فارس، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان سنگ در ایران است و توانسته با بکارگیری آخرین فناوری های استخراج در معدن خود، نوعی از مرغوب ترین سنگ های تزئینی را استخراج کرده و راهی بازارهای داخلی و خارجی کند.
دلیل هجمه دولتی ها علیه ابوالقاسم شفیعی چیست؟
علیرضا بهداد:
این فعال معدنی از نظر سیاسی یکی از افراد معتمد نظام بوده و از نظر اقتصادی با چند دهه فعالیت معدنی توانسته سیستم بزرگی در زمینه تولید  انواع سنگ های تزئینی ایجاد کند و اشتغالزایی هزاران نفر در مناطق مختلف کشور را رقم بزند.
فارغ از ارتباطات سیاسی و درون سیستمی که هر فعال اقتصادی می تواند داشته باشد و به سمتی از ارکان قدرت بلغزد، اگر پشتکار و سخت کوشی او نبود، اکنون سنگ ایران در دنیا دارای جایگاهی نبود که دارای مشتری های دست به نقد باشد.
موفقیت های شفیعی در این عرصه تنگ نظری ها و حساسیت هایی برای برخی دولتمردان، سیاسیون و رقبا بوجود آورده به طوری که به او تهمت های فراوانی زده می شود.
یکی شفیعی را سلطان سنگ و رانت خوار وابسته به بیت می داند، دیگری خام فروش و عامل رونق اشتغال در کشورهای دیگر!
مگر ما در بخش معدن یا سایر بخش های اقتصادی به مانند شفیعی چند نفر را پرورش داده ایم که در عرصه ای مشخص موفق باشد، بازار آن را بشناسد و زمینه تولید ثروت را در کشور به وجود آورد که با برخی تنگ نظری ها و لجبازی ها قصد داریم در کسب و کارشان اختلال ایحاد کرده و روی این تصمیم های خود اسم منافع ملی را بگذاریم.
شکوفایی اقتصاد ایران در دهه ۴۰ یک دلیل محکم داشت که توانست در عرض چند سال بازرگانان را به تولید کنندگان بزرگ تبدیل کرده و آنان پایه گذار صنایع نوین در کشور شوند. آن دلیل، نترسیدن از میلیونر شدن مردم و فعالان اقتصادی بود.
طبیعی است وقتی که بخش خصوصی از نظر اقتصادی جان بگیرد و قدرت مالی به دست آورد به سوی گراش های ایدئولوژیکی، قومیتی، ملی و سیاسی مطبوعش پیش رود.
خیامی ها پیش از تاسیس ایران خودرو از نظر سیاسی مصدقی بودند و جزو نیروهای ملی به شمار می رفتند. پس از کودتای ۲۸ مرداد اگرچه تصمیم گرفتند سیاست را برای همیشه کنار بگذارند اما وقتی وارد عرصه اقتصادی شدند به پاس علائق سیاسی شان نام ایران ناسیونال را برای شرکت خود برگزیدند. نامی که هم ریشه در وطن پرستی داشت و هم عرق آنان به نوعی جهانبینی و تفکر سیاسی را نشان می داد.
در شرایط کنونی که نخبگان کشور دسته به دسته جلای وطن می کنند، بسیاری از سرمایه گذاران سرمایه های خود را به خارج از کشور سوق داده اند، آزار چند سرمایه دار و فعال اقتصادی که در کشور مانده اند کم لطفی به تفکر ملی گرایی، توسعه ایران و کارآفرینی است.
به نظر می رسد که بهتر است تا دولت به سرمایه داران بخش خصوصی به چشم منجیان اقتصاد نگاه کند نه اینکه در محافل سیاسی و خودمانی شان آنان را دزد، رانت خوار و وابسته به این و آن بنامد.
امثال شفیعی در ایران کم نیستند که به خاطر زیر بار نرفتن در برابر خواسته های نمایندگان مجلس، استانداری ها، ائمه جمعه و نهاد روحانیت، نظامیان، باجگیران محلی و سیاسیون ناگهان دزد، رانت خوار، اختلالگر اقتصادی و سلطان نامیده می شوند.
بهتر است دولت، مجلس و قوه قضاییه این چند نفری که در کشور مانده اند و در عرصه های مختلف مشغول به فعالیت هستند را صدا زده و به آنان بگویند چه کاری باید انجام دهیم که ثروت شما ده برابر شود در عوض اشتغال رشد یابد، صادرات افزایش پیدا کند و کالای ایرانی بازارهای جهانی را درنوردد.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0